بایگانی برچسب: دغدغه ها اخلاق و دین

مقاله «تقابل پرنویسی و خوب‌نویسی در تولید علم: تحلیلی انتقادی»

تقابل پرنویسی و خوب نویسی در تولید علم: تحلیلی انتقادی – سید حسن اسلامی

بارها این ترجیع‌بند را شنیده‌ایم که «یک دسته گل دماغ‌پرور، از خرمن صد گیاه بهتر». کسانی با تکرار این سخن، پرکاری را در هر عرصه‌ای مجاز بشمارند، در عرصه تألیف و تصنیف جرمی نابخشودنی می‌دانند و همواره از کسانی که اهل قلم و پرکار هستند درباره چند و چون کارشان پرسش می‌کنند. از این منظر، اصل بر ننوشتن، و یا حداکثر، کم نوشتن است. لذا هر کس کمی بیشتر نوشت، باید پاسخ‌گوی کارش باشد.
در مقاله «تقابل پرنویسی و خوب‌نویسی در تولید علم: تحلیلی انتقادی» که به تازگی در فصلنامه علمی-پژوهشی راهبرد فرهنگ (شماره ۲۵، بهار ۱۳۹۳، ص۱۰۵-۱۲۸) منتشر شده است، به گزارش این نگرش، دلایلی که به سود آن به دست داده می‌شود، صورت‌بندی و تحلیل آن‌ها پرداخته‌ام و کوشیده ام ناکارآمدی آن‌ها را نشان دهم.
گفتنی است که سه نسخه از مجله‌ای که مقاله‌ام در آن چاپ شده است، برایم ارسال کرده‌اند و در هر سه نسخه، تنها یک سوم مقاله من چاپ شده است. یعنی تنها هشت صفحه اول مقاله‌ام آمده است و در ادامه ۱۶ صفحه یعنی دو فرم کامل از مقاله دیگری در این جا به صورت تکراری چاپ شده است. باز هم جای شکرش باقی است که   یک سوم مقاله‌ام چاپ شده است!
(لینک کوتاه به این مطلب: http://hassaneslami.ir/?p=475)

دغدغه‌های زیست‌محیطی در عاشورای حسینی

دغدغه‌های زیست‌محیطی در عاشورای حسینی – عکس از سید حسن اسلامی

در دهه محرم امسال، شاهد ورود عنصر تازه‌ای در تبلیغات عاشورایی هستیم، یا دست کم من برای اولین بار شاهد آن هستم. برخی پلاکاردها عزاداران به شکل غیر مستقیم به حفظ و گسترش بهداشت شهری و توجه به محیط زیست دعوت می‌کنند. این آغاز مبارکی است که امید می‌رود همرا با شدت یافتن مسائل زیست‌محیطی به‌شکلی حساب‌شده و سنجیده پیش برود و سواد زیست‌محیطی را به شهروندان و به خصوص عزاداران حسینی تعلیم دهد.  ادامه‌ی خواندن

مقاله «سرشت و ساختار مقالات اخلاقی: اصول راهنما»

سرشت و ساختار مقالات اخلاقی: اصول راهنما – سید حسن اسلامی اردکانی

بسیاری از مقالاتی که در مجلات علمی منتشر می‌شود، فاقد چارچوب و نظم منطقی است و نویسندگانشان با ساختار مقالات و کارکرد اجزای آنها آشنا نیستند. در نتیجه، گاه بخشی از نتیجه مقاله، در چکیده بازنویسی می‌شود و گاه در خاتمه نتایجی عرضه می‌شود که هیچ ریشه‌ای در بدنه مقاله نداشته است. طی سال‌های متمادی خواندن و داوری این دست مقالات و با استفاده از تجارب خودم در نگارش مقالات دیگر، بر آن شدم تا در مقاله «سرشت و ساختار مقالات اخلاقی: اصول راهنما» در حد دانش خودم کارکرد اجزای اساسی یک مقاله خوب و شرایط صوری و محتوایی نگارش آن را بنگارم. حاصل کار این مقاله است که در فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهشنامه اخلاق، شماره ۲۲، زمستان ۱۳۹۲، ص۷-۳۲، منتشر شده است.

خواندن / دریافت مقاله

(لینک کوتاه به این مطلب: http://hassaneslami.ir/?p=452)

مقاله ازدواج به مثابه اقدامی اخلاقی؛ پاسخ به سه استدلال + دانلود متن

ازدواج به مثابه اقدامی اخلاقی؛ پاسخ به سه استدلال – سید حسن اسلامی

در پی نشر گفتگویی منسوب به استاد مصطفی ملکیان درباره اخلاقیت ازدواج، پاره‌ای از دانشجویان خوبم نزدم آمدند و ملاحظات خود را بازگفتند و خواستار بحثی مبسوط شدند. آن زمان یادداشتی در وبسایتم نوشتم به نام «مسئله این نیست، وسوسه این است: در باب اخلاقی بودن ازدواج» و در آن وعده کردم که در آینده مقاله‌ای مفصل در این باره خواهم نوشت. اینک آن مقاله با عنوان «ازدواج به مثابه اقدامی اخلاقی؛ پاسخ به سه استدلال» در فصلنامه اخلاق (شماره ۳۲) منتشر شده است. در این مقاله کوشیده‌ام به استدلال‌های عمده‌ای که بر ضد ازدواج اقامه شده است، پاسخ دهم و از نهاد ازدواج به شکل حداقلی آن دفاع کنم.

خواندن / دریافت مقاله

پ.ن.: آقای دکتر مهدی اخوان اطلاع دادند که دو مقاله انگلیسی از مقالات مورد بحث این نوشته (مقالات مولر ۲۰۰۳ و لانداو ۲۰۰۴) را به فارسی ترجمه کرده و بناست در آینده همراه با مقالات دیگری منتشر شوند.

مقاله « اخلاق زیست محیطی : زمینه ها، دیدگاه ها و چشم انداز آینده»

 

اخلاق زیست محیطی: زمینه ها، دیدگاه ها و چشم اندازهای آینده

به تازگی مقاله «اخلاق زیست‌محیطی: زمینه‌ها، دیدگاه‌ها و چشم‌انداز آینده» که دو سال پیش آن را برای همایش بین المللی اخلاق و ادیان نوشته بودم در چهارمین شماره فصلنامه اخلاق وحیانی منتشر شده است. در این مقاله کوشیده‌ام زمینه‌های شکل‌گیری اخلاق زیست‌ محیطی، پاره‌ای مسائل مهم آن و سوگیری‌های احتمالی آینده‌اش را بازگویم و مسئله نسبت دین و اخلاق زیست‌محیطی را برجسته سازم.

خواندن / دریافت مقاله

مقاله «درس‌هایی از اخلاق علوی برای زیستن در جهان معاصر»

در آستانه عید غدیر سال گذشته به اصفهان دعوت شدم تا به این مناسبت بحثی ارائه کنم. من هم بحث «درس‌هایی از اخلاق علوی برای زیستن در جهان معاصر» را پیش کشیدم. برگزارکنندگان نشست این بحث را شایسته تنقیح، تکمیل و نشر دانستند. من هم کوشیدم با تصرف مناسب در آن و با افزودن منابع و مستندات، آن را از حالت سخنرانی به صورت مقاله‌ای عمومی درآورم. حاصل کار این مقاله است، تا چه قبول افتد.

خواندن / دریافت مقاله

مقاله «تغییر نام موقوفات از منظر اخلاق»

ده سال پیش در سفری به مشهد وارد مسجدی قدیمی متعلق به دوره قاجار شدم. بسیار زیبا و تأثیرگذار بود. خواستم اسمش را به خاطر بسپارم که دیدم یک اسم جدید انقلابی دارد. اصلاً این اسم آن اهمیت و پیشینه تاریخی را منتقل نمی‌کرد. حس کردم که با این نام‌گذاری، عملاً همه گذشته فرهنگی و تاریخی این مسجد لگدمال شده است. به فکر فرو رفتم که این تغییر نام‌ها چه توجیهی دارد، به خصوص تغییر نام موقوفات که طبق سنت دینی ما از حوزه اقتدار و صلاحیت دیگران بیرون است و از حقوق مسلم واقف آن است که هر نامی که بر موقوفه خود گذاشته، تا ابد باقی بماند. این مسئله همواره ذهنم را مشغول می‌داشت تا آن که سرانجام در قالب مقاله «تغییر نام موقوفات از منظر اخلاق» منتشرش کردم و در آن سعی کردم این مسئله را تنها از منظر اخلاقی بکاوم.

سید حسن اسلامی – تغییر نام موقوفات از منظر اخلاق

ناگفته نماند که قسمت انتهای مقاله زیر عکس رفته است و اگر کسی خواست بخواند، باید آن عکس را بردارد تا متن را ببیند!
اما مشخصات کتاب‌شناختی این مقاله: «تغییر نام موقوفات از منظر اخلاق»، وقف: میراث جاویدان، شماره ۸۴، زمستان ۱۳۹۲٫
(لینک کوتاه به این مطلب: http://hassaneslami.ir/?p=289)

«در اسلام اصطلاحی به عنوان دروغ مصلحت آمیز نداریم»: گفتگو

«واکاوی مفهوم مصلحت بر دروغ» در گفت‌وگوی شفقنا با دکتر سید حسن اسلامی اردکانی

 

پایگاه شفقنا با من گفتگویی درباب دروغ مصلحت آمیز داشت که با دو تیتر «در اسلام اصطلاحی به عنوان دروغ مصلحت آمیز نداریم / با تعبیر دروغ مصلحت آمیز تنها بی اعتمادی را رواج می دهیم» منتشر شده است.

این گفتگو در سایت های دیگری نیز قابل دسترس است، از جمله انتخاب و جماران.

تریاکت پدرم را کشت و «اعلاء»ت مرا!

در دوران رضا شاه برخی مغازه‌ها، آزادانه، تریاک می‌فروختند. صاحب یکی از این مغازه‌ها برای تبلیغ جنس مرغوبی که داشت، با خطی خوش بر کاغذی بزرگ نوشته بود: «تریاک اعلاء موجود است». یکی از اهل فضل و ادب که از دیدن این نوشته به وجد آمده بود! نزدش رفت و گفت: «تریاکت بابای خدا بیامرز ما را کشت و این «اعلاء»ی تو هم دارد مرا می‌کشد.» ادامه‌ی خواندن

گیاهخواری و کاهش خشونت

گیاهخواری و کاهش خشونت

گیاهخواری نوعی ایدئولوژی یا مرام عقیدتی نیست. انتخابی است سنجیده برای کاهش خشونت پیرامون خود و احترام به طبیعت و حقوق زندگان دیگر. به همین سبب، سعی نمی‌کنم به هر قمیتی از آن دفاع کنم. دوست خوبم آقای علیرضا صالحی، که سرش برای دردسر درست کردن درد می‌کند، با اشاره به نوشته‌ای پای مرا به وسط کشید و از سوی دیگران هل من مبارز طلبید. مدعای این نوشته آن بود که از دست گیاه‌خواران خون می‌چکد؛ روی آوردن به گیاه‌خواری مایه مرگ تعداد بیشتری از حیوانات از جمله موشها می‌شود؛ و این تحقیق مبتنی بر کاری است که در استرالیا صورت گرفته است. در این جا بی‌آنکه قصد تشکیک در مدعا و مستندات آن نوشته را داشته باشم، تنها نه نکته را روشن می‌کنم که معتقدم برای فهم بهتر بحث گیاه‌خواری مفید باشد.

یک. ما در جامعه‌ای زاده می‌شویم که به دلایل متعدد گوشخوار است. در نتیجه تصور اولیه ما بر آن است که این کار طبیعی است و نیازمند دلیل نیست و این حریف است که باید برای نقد گوشت‌خواری یا دفاع از گیاه‌خواری دلیل بیاورد. حال آن که چنین نیست.

دو. با فرض آن که گیاه‌خواری هم به مرگ حیوانات منتهی می‌شود، واقع آن است که گوشتخواران از سر ترحم به آن حیوانات نیست که حیوانات دیگر را می‌کشند. یعنی چنین نیست که برای نجات موشهایی که ممکن است در برنج‌زارها کشته شوند،  گوسفندان، گوساله‌ها، و مرغ‌ها را می‌کشند. بلکه این حیوانات را می‌کشند چون دوست دارند، لذت می‌برند، بدانها عادت دارند، یا فکر می‌کنند برای سلامتی بدنشان لازم است.

سه. کسانی که صرفاً به دلایل اخلاقی به گیاه‌خواری روی می‌آورند، معمولاً دو هدف اصلی دارند یکی رعایت حقوق حیوانات و کاهش خشونت است و  دیگری حفظ محیط زیست. در واقع آنان نه از سر عادت بلکه بر اثر تأمل و اندیشه به انتخابی می‌رسند که به شکل پرهیز از کشتن حیوانات خود را نشان می‌دهد.

 چهار. ممکن است، گفتم ممکن است نه آن که چنین است، روی آوردن به گیاه‌خواری، ناخواسته مایه مرگ حیوانات دیگری شود. مثلاً کسی که دیگر مرغ نمی‌خورد و از گندم و برنج استفاده می‌کند، باعث مرگ ناخواسته برخی حشرات گردد. این جا است که باید میان کشتن حیوانات و اقداماتی که ناخواسته به مرگ حیوانات منجر می‌شود تفاوت گذاشت. منطقاً میان کشتن یک موجود زنده و بی‌توجهی به او یا اقداماتی که ناخواسته به مرگ او یا تسریع مرگ او می‌انجامد باید تفاوت گذاشت و معمولاً در فلسفه اخلاق به‌خوبی از آن بحث می‌شود. برای مثال، پزشکی که برای کاهش درد بیمار خود به او مرفین تزریق می‌کند، به بهای کاهش درد او، مرگش را تسریع کرده است. همچنین شیمی‌درمانی عوارض سختی دارد. توجیه چنین اعمالی آن است که هدف فاعل نه کشتن بلکه نجات از مرگ بوده است و عوارض جانبی را نباید به پای فاعل گذاشت.

پنج. با فرض آن که ما در مرگ آن حیوانات مزارع که در سمپاشی و مانند آن کشته می‌شوند، مقصر باشیم، از این جهت تفاوتی میان گوشت‌خواران و گیاه‌خواران نیست. فرض کنید کسی چلو کباب می‌خورد. وی با استفاده از گوشت مستقیماً گوسفندی را کشته است یا خواستار کشته شدن آن شده است. همچنین با خوردن برنج، مایه مرگ حشرات و جوندگان متعددی شده است. حال اگر وی تصمیم گرفت دست به گیاه‌خواری بزند، چنین نیست که موجودات تازه‌ای را بکشد. برعکس با اقدام خود مایه کاهش خشونت شده است. بدین ترتیب، اگر هم گیاه‌خواری باز با مرگ حیوانات همراه باشد، دست کم میزان آن را کاهش داده است.

شش. میان کشتن حیواناتی که به ما آسیب نمی‌رسانند و هدفمان صرفاً کشتن و لذت بردن از گوشتشان است، با کشتن حیوانات به قصد دفاع از خود یا مزارع خود فرقی است اساسی. لذا کشتن یک گوسفند به قصد لذت سنگین تر از کشتن صدها حشره و جونده برای دفع آفات است.

هفت. اصولاً و منطقاً گوشت‌خواری ملازم با کشتن حیوانات است. حال آن که گیاه‌خواری چنین نیست. لذا اگر هم در سیستم کشاورزی خاصی چنین اتفاقی بیفتد از عوارض ناخواسته آن است و می‌توان، و باید، کاری کرد که از مرگ حیوانات پیشگیری کرد یا میزان آن را کاهش داد.

هشت. شهود اخلاقی ما به‌خوبی نشان می‌دهد که گوشت‌خواری یعنی کشتن حیوانات، اما گیاه‌خواری چنین نیست. البته شهود اخلاقی به تنهایی دلیلی برای اثبات مدعا نیست ولی می‌تواند نقطه عزیمت خوبی برای تأمل در این زمینه باشد. من پیش از انتخاب گیاه‌خواری مانند غالب مردم گوشتخوار بودم و کاملاً برایم آشکار است که از وقتی که به‌جد گیاه‌خوار شدم می‌توانم ادعا کنم که مانع مرگ تعدادی، هرچند اندک، مرغ و گوسفند شده‌ام. در عین حال، شیوه تغذیه ای که در پیش گرفته ام بیش از گذشته باعث مرگ حیوانات دیگر نشده است.

نه. سرانجام آن که هدف کاهش خشونت در طبیعت و رعایت حقوق زندگان دیگر است. به همین سبب به نظر می‌رسد که گیاه‌خواری بر گوشت‌خواری، به شکل مدرن آن، مرجح باشد. حال اگر دلایلی به دست آمد که نشان داد این سنخ گیاه‌خواری نیز خشونت آمیز است، راه حل بازگشت به گوشت‌خواری و کشتن نظام‌مند حیوانات، با توضیحی در مقاله «دو استدلال اخلاقی بر ضد مصرف گوشت صنعتی» آورده‌ام نیست، بلکه اصلاح سبک گیاه‌خواری و توجه به پیامدهای رفتار ما در طبیعت است.